سیسمونی شیدا جون
عزیزم، مبارکت باشه. دست مامانی درد نکنه که اینقدر چیزای خوشگل واست خریده.
دیروز از ظهر خاله حوریه و بنیامین اومدن و وسایل اتاقو جابه جا کردن و عصر مامانی و خاله حورا و دایی محمد و بابا هم اومدن و وسایلتو آوردن و اتاق مشترکمونو چیدن.
حیف که خونمون کوچیکه و ۱ اتاق بیشتر نداره وگرنه خیلی اتاقت قشنگ می شد.![]()
شب هم آقاجون ها و مامان جون و عمو داوود و عمو روح اله اومدن و تا آخر شب همه با هم بودیم.
حسابی همه خسته شدن. دست همشون درد نکنه.
عکس سیسمونیتو بعدا می زارم چون هنوز خاله حورا می خواد روی دیوار ها طراحی و تزیین انجام بده.
بابا مصطفی صبح هنوز که خوا آلود بود اومد بالاسر کلبه بازیت و با لحن بچه گونه گفت : گوگولی بابا، کی بشه توی کلبت بازی کنی. ![]()
امیدوارم سالم بدنیا بیای.![]()
دوستت دارم عزیزم.![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سیسمونی شیدا جون
